از تبار ياس
هر لحظه دل بهانه، دیدار یار گیرد... بنمای چهره ات را تا دل قرار گیرد
یکشنبه 15 مهر1386
یار سفر کرده...
يا مهدي…
غم انتظارت، گونههايمان را نمناك كرده،
دلهايمان شكسته،
قلبهامان رنجور و ديدگانمان از فراق روي تو
كمسو شده،
آنچنان كه ديگر مجال گريستن نيست…
آنچنان كه در تمامي دنيا مظلومان عالم تو را فرياد ميزنند …
آنچنان كه دشمنان تو - به بهانة نيامدنت-
ديوارهاي بلند اميد را بر سر عاشقان آوار ميكنند…
اي يار سفر كرده...
تا از كدامين گذرگاه
به سرزمين دلشدگان قدم گذاري ...
سوگند به ديدگان مشتاق نرگس
روزي خواهي آمد، در سپيدهدم يك آدينة روشن،
آنچنان كه خدايت وعده داده است
و فضاي بودن را سرشار از عطر دل انگيز ياس خواهي كرد ...
آنگاه كولهبار سفرت را
ارمغان عاشقانهترين نگاهها خواهي كرد ... ![]()

