تبليغاتX
از تبار ياس

چهارشنبه 29 خرداد1387

باز آ...

مي‌گشايم نگه خستة گريانم را

تا بجويم رخ چون گلشن او

تا ببينم ز پس پردة اشك

جلوة خندة جانانة او

 

مي‌نشينم لب درياي خيال

مي‌كشم بر رخ آب

چهرة نابش را

 روي شنهاي كنار دريا

مي‌نويسم بازآ...

اي سفركرده شبهاي دراز...

 

نوشته شده توسط دلشده |     •