از تبار ياس
هر لحظه دل بهانه، دیدار یار گیرد... بنمای چهره ات را تا دل قرار گیرد
دوشنبه 3 دی1386
غدیر...
غوغاي پر طنين عشق در بلنداي زمان،
درياي متجلي ولايت در زلال بركه اي به وسعت تاريخ،
يادآور عهد الست، در ميعادگاه ازل،
روزنه تابناك اميد در شبهاي جهل بشريت،
همه و همه در كلمه اي والا به نام غدير...
تا ذره ذره اش را قدر بدانيم...
ديگر بار ساغر ولا را بر سبوي دل جاري مي كنيم و عهدي را كه با مولاي غدير بسته ايم در محضر سلاله پاكش ميثاقي دوباره مي بنديم...![]()

